طاها مهاجر

ترهات

طاها مهاجر

ترهات

طاها مهاجر

عقل پیدا شد چه خوانی" ترهات"
راه پیدا شد چه پایی بی ثبات
#مولوی

علم می‌گوید ماهی به خاطر دور شدن از آب به دلایل طبیعی می‌میرد. اما هرکس یک بار بالا و پایین پریدن ماهی را دیده باشد تصدیق می‌کند که ماهی از بی‌آبی به دلیل طبیعی نمی‌میرد. ماهی به خاطر آب، خودش را می‌کشد»

زیر بی رحم ترین زاویه ی ساطورم

سه شنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۶، ۰۱:۰۲ ق.ظ

بسم الله 

بسی جای تعجب و شگفتی دارد رفتارهای آدمی! 

این دگرگونی ها و تغییرات سخت متعجبم می کنند! 

صحبتم راجع به هر دگرگونی رفتاری و فکری در طول زندگی است.

قبل تر ها مطلبی نوشتم راجع به آرزوهایی که اسمشان آرزو نبود، بلکه بیش تر به پیش بینی شبیه بودند! 

و بعد از مدتی آرزوها تبدیل به خاطره می شدند و این نخستین تغییر فکری بود که به نظرم می آمد! 

کمی سنم بالاتر آمد.

دیدگاه های اجتماعی، اخلاقی مذهبی و حتا خدای نکرده سیاسی ام با آن چه در چند سال گذشته بود شدیدا متفاوت شد.

اشخاصی که شاید چندان تمایلی حتا به دیدنشان نداشتم شدند رفقای گرمابه وگلستانم و رفقای گرمابه و گلستانم شدند آشناهای سلام علیکی!

و همیشه از این تغییرات ترسیده ام . 

که مبادا جوری تغییر کرده باشم و تغییر کرده باشند که از اقوال و کردار گذشته ام سخت پشیمان شوم. 

همیشه ترسیده ام که این تغییرات مثبت بوده اند یا منفی.

همیشه ترسیده ام که آیا اصلا لازم بود این تغییر؟ 

و بعد از چندی به خودم می آیم و می بینم بی آن که من بخواهم و یا حتا توجه داشته باشم همه چیز تغییر کرده.

وضع کنونی کشور هم همین طور شده. 

بزرگ قبیله نظرش به نظر بزرگوار دیگری(وار را پسوند شباهت در نظر بگیرید وگرنه او را با بزرگی چه کار؟) نزدیک تر بود و حالا آن قدر شرایط تغییر کرده که نظرشان بهم نزدیک که نیست، هیچ، مغایر هم هست! 

و بزرگوار جواب آن همه حمایت بزرگ قبیله را حقا خوب پس داد. 

.

پ.ن1: بیایید یک بار هم که شده،حافظه تاریخی مان را به کار بیاندازیم و بدانیم چه می کنیم! 

.

پ.ن2:اطرافیانم می دانند که به شدت از سیاست و سیاست بازی گریزانم. این صحبت ها هم فقط بیان ترس از تغییرات بود و بس! 

.

پ.ن3:برادر کنکورش را سال 88 و در بحبوحه ی انتخابات داد و من 8 سال پس از او ، رای اولم را در بحبوحه ی انتخابات 96! 

.

پ.ن4:بی انصافی است که از این رفیق یک ساله ی خود یادی نکنم، 80 روز تا کنکور!

.

پ.ن5:شاید در نگاه اولتان عنوان و متن بی ربط به نظر بیایند، ولی اگر کمی فکر کنید ارتباطشان را خواهید یافت

  • طاها مهاجر

نظرات (۱)

اون تیکه ی بزرگوار که گفتی داغ دلمو تازه کرد😑😂ولی متنش خوبه افرین👌
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی