طاها مهاجر

ترهات

طاها مهاجر

ترهات

طاها مهاجر

عقل پیدا شد چه خوانی" ترهات"
راه پیدا شد چه پایی بی ثبات
#مولوی

علم می‌گوید ماهی به خاطر دور شدن از آب به دلایل طبیعی می‌میرد. اما هرکس یک بار بالا و پایین پریدن ماهی را دیده باشد تصدیق می‌کند که ماهی از بی‌آبی به دلیل طبیعی نمی‌میرد. ماهی به خاطر آب، خودش را می‌کشد»

کتاب نخوانید!

جمعه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۷:۴۸ ق.ظ

کتاب نخوانید !
بسم الله
شاید چیزی که کمتر در این دوره برایمان اهمیت دارد همین کتاب خواندن است .
همه کس در همه جا توصیه به کتاب و کتاب خواندن می کند.
در کتاب مدارس ابتدایی مان، کتاب خودش را معرفی می کند که من یار مهربانم!
در افتتاح هر ساله نمایشگاه کتاب، سخن مفصلی در باب فضل کتاب و کتاب خوانی ، رانده می شود.
اما من به جد عرض می کنم کتاب نخوانید!
یا اگر کتاب می خوانید، داستان و رمان و مجموعه مقالات نخوانید!
کتاب خوب که بخوانید، ناخودآگاه مجبور به تحسین ذوق و قریحه نویسنده می شوید .
سوالی ذهنتان را درگیر می کند که من چرا ننویسم؟!
و در این هنگام است که ذهنتان شروع می کند به تراوش!
وبلاگی باز می کنید تا مطالبتان را باز نشر دهید .
از نوشته خودتان ذوق می کنید و می روید سراغ نوشته بعدی . این بار بهتر از بار قبل!
به خودتان می آیید و می بینید چند سال است صاحب وبلاگ هستید و تقریبا هر ماه نوشته اید!
مشغله های زندگی شما را از نوشتن باز می دارد. تمام تلاش خود را می کنید تا ذهنتان متمرکز شود روی نوشتن . نمی شود!
مدتی نوشتن و وبلاگ را رها می کنید .
بعد از مدتی غده نوشتن بدنتان شروع به ترشح می کند!
احساس می کنید می توانید به دوران قبل باز گردید .
یک دوره دو ، سه ماهه را پشت سر می گذارید.
و اینجا مرگ شماست!
نقطه صفر وجود!
احساس پوچی می کنید .
دستتان به قلم نمی رود!
تمام افکار پراکنده و مشوش خود را در اتاقی زندانی می کنید و شرایط را برای نوشتن ، مهیا!
ولی نمی توانید .
سعی می کنید
نمی توانید!
به زمین و زمان فحش می دهید که چرا ؟ 
چرا "من" ی که می تواتستم بنویسم ، حالا دیگر نمی توانم؟
دوستی سعی می کند امیدوارتان کند.
نمی تواند!
نامید می شوید .
افسردگی می گیرید
و می میرید .
کسی که می نوشته و حالا نمی نویسد، مرده! یقین بدانید!
-نمی ارزد برای خواندن یک کتاب، بمیری!
.............
پ.ن: اصلا مگر می شود نمایشگاه کتاب برگزار شود و آنجا نبود؟
اصلا مگر می توان توشه یک ساله کتاب خود را تامین نکرد؟
انتقال نمایشگاه کتاب، به دورترین نقطه شهر، شاید برای این بوده که فقط کتاب خوان ها بیایند برای کتاب، نه برای خوش گذرانی! 
  • طاها مهاجر

نمایشگاه کتاب

کتاب

نظرات (۴)

  • امیروحید کوچولو
  • سلام...

    هم‌این کارها رو می‌کنی که سرانه‌ی کتاب‌خوانی ملت این‌قدر پایینه!
    پاسخ:
    سلام . مشکلی نیست! زندگی بدون کتاب بی دغدغه تره!
  • امیروحید کوچولو
  • بدبختیه ما هم هم‌اینه!
    پاسخ:
    همینه ...
    وقتی وسط امتحانات میزارن، بله متاسفانه نمیشه رفت :|
    پاسخ:
    متاسفانه ...
    دقیقا...
    یه مدت ننویسی و بعد بخوای بنویسی و دلت رو نوشتن نره عذاب اورترین چیزه...
    پاسخ:
    #اگزکتلی
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی