طاها مهاجر

ترهات

طاها مهاجر

ترهات

طاها مهاجر

عقل پیدا شد چه خوانی" ترهات"
راه پیدا شد چه پایی بی ثبات
#مولوی

علم می‌گوید ماهی به خاطر دور شدن از آب به دلایل طبیعی می‌میرد. اما هرکس یک بار بالا و پایین پریدن ماهی را دیده باشد تصدیق می‌کند که ماهی از بی‌آبی به دلیل طبیعی نمی‌میرد. ماهی به خاطر آب، خودش را می‌کشد»

آهای متخصص ها!

جمعه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۵، ۰۲:۳۰ ق.ظ

بسم الله
جالب ترین قسمت عید، نه سال تحویلش است و نه سفره هفت سینش و نه حتا عیدی اش!
جالب ترین قسمت عید، عید دیدنی هایش است .
عید دیدنی همان چیزی است که چند ساعت بعد ازسال تحویل رخ می دهد . خانواده ها شال و کلاه می کنند به سمت منزل اقوام و بعد از چند دقیقه  نشستن، وقتی به طور کامل اطمینان حاصل کردند که "چای دان" شان برای یک سال پر شده ، از اقوام تشکر و خداحافظی می کنند و آرزوی سالی نیک همراه با سلامتی برای هم می کنند .
اما قسمت جالب عید دیدنی، حتا این هم نیست .
جالب ترین بخش عید دیدنی همان چند دقیقه بین ورود و خروج است .
صحنه اول: ورود
زنگ به صدا در می آید . مهمان ها وارد می شوند . تمامی افراد سعی می کنند با سرعت تمام، جملاتی را بیان کند که خب کاملا مشخص است هیچ کدام از دو طرف به حرف یکدیگر گوش نمی دهند و فقط قصد دارند تبریک بگویند . و در این بین چند عدد"سلامت باشید" و "زنده باشید" و "لطف دارید " هم پرانده می شود .
صحنه دوم: خروج
مجددا جملات بی هدف و "سلامت باشید" و "زنده باشید"
صحنه سوم(اصل ماجرا!):حضور
بعد از خوش آمدگویی صاحب خانه ، فضا به شدت سنگین می شود . نگاه ها اغلب به فرش دوخته می شوند .
در اینجاست که خیانت صاحب خانه به جامعه بشری رخ می دهد:
"خب حاج اقا، ترافیک نبود؟"
سر صحبت باز می شود . ابتدا مهمانی که مسئولیت رانندگی را برعهده داشته،  نهایت تلاش خود را به کار می بندد ، تا ذکاوتش در انتخاب مسیر در این ساعت از روز را به رخ تمامی حاضران بکشد.
سپس تمامی حضار برای رفع و حل مشکل ترافیک در محدوده منزل میزبان، بحث هایی به شدت کارشناسانه انجام می دهند .
از مساله ترافیک، مساله خودرو باز می شود و خودرو زاینده مبحث اقتصاد کشور می شود و در نهایت هم به سیاست ختم می شود که روحانی مچکریم!
و من در تمامی دقایق به این فکر می کنم که شکر خدای را که تمامی مردم سرزمینم را آگاهی کامل از تمامی مسائل بخشید!
به این فکر می کنم، که چرا باید در مباحثی که نه تنها تخصص کافی نداریم، بلکه هیچ تخصص و یا حتا کوچکترین اطلاعاتی از آن نداریم، شرکت کنیم؟
به این فکر می کنم، که چرا وقتی من، وقتی در جواب سوالی که  می پرسند، می گویم "اطلاع کافی ندارم" همگان متعجب می شوند که مگر می شود در زمینه ای اطلاع نداشت؟!
به این فکر می کنم که زمینه هایی که من حرفی برای گفتن درشان دارم، در 99% جمع ها قابل طرح نیستند و یا مطابق میل دیگران نیستند .
به این فکر می کنم که  آیا من در آینده، به دلیل اینکه وقتی در مساله ای سر رشته ندارم، راجع بهش اظهار نظر نمی کنم و تقریبا فردی ساکت و بیشتر شنونده به شمار می آیم، یک عنصر نامطلوب برای جمع خواهم شد؟

اصلا و اساسا شجاعت افراد در اظهار نظر برای موضوعاتی که هیچ بارعلمی در رابطه با آن ها ندارند، قابل تحسین است!
جای یک سری بحث ها در جمع های خانوادگی و دوستانه و ... نیست . و یا اگر هم باشد، اظهار نظر های غیر کارشناسانه، بدون اندکی تامل و تفکر و تعمق و صرفا از روی کم نیاوردن در بحث، امری منطقی نیست .
بیاییم تامل و تفکر را یاد بگیریم و بعد در مباحث مختلف شروع به اعلام وجود و قضاوت کنیم .
................
پی نوشت: مشکلات فوق در جمع بانوان کمتر رخ می دهد!چون تقریبا نود درصد از بانوان گرامی از نود درصد از مباحث مطرحی در مجامع ، آگاهی کامل دارند!
(به عنوان مثال عملی بودن یا نبودن بینی فلان بازیگر یا بهمان دوست و آشنا، و یا قیمت کریستال در بازار شوش و یا مد بودن فلان طرح لباس زنانه)
پی نوشت 2: متن فوق دارای اندکی شوخ طبعی و ملاحت است .اگر هر قسمت از آن اندکی مکدرتان کرد،پیشاپیش عذرخواهم! 

  • طاها مهاجر

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی